زمان
-
تاریخ: 1402/6/17 ساعت: 14:15
نیا جایِ بدی نبود،ما بد اقبال بودیم..ما تاوانِ گناهی را پس دادیم ؛که در آن هیچ نقشی نداشتیم ...ما فقط آمده بودیم بِکِشیم؛ما برایِ بُردن نیامده بودیم!دیگران لذتش را بردند؛و ما عذابش را کشیدیم ...تا زبان به شکایت باز کردیممحکوم شدیم........هیچی درست نشد فکر میکردم گذر زمان خیلی چیزا رو درست خواهد کرد ...
دلنوشته
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 18:59
گاهی وقتا فکرایی که میکنیم با واقعیت خیلی فاصله داره.فکر میکردم چون دلم نیومده به کسی آزار برسونممنم آزار نخواهم دید.فکر میکردم چون تحقیر نکردم تحقیر نخواهم شد.تو زندگیم خیلی سعی کردم دل کسی رو نشکنمولی دلم خیلی شکسته خیلی......دنیا جایِ بدی نبود،ما بد اقبال بودیم..ما تاوانِ گناهی را پس دادیم ؛که در...
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 18:59
من همیشه تاوان دادماگه کسی مشکلی داشت همسرم سر من خالی میکرد.اگه از جایی دیگه پر بود منو عذاب میداد.شوخی میکنه مسخره میکنه بعد اگه من حرفی بزنم یا شوخی های خودش رو بکنم میگه بزنمت پاشم بزنم.تا وقتی چیزی نگم خوبه ولی اگه حرفی بزنم که باب میلش نباشه دیگه ..چند وقت پیش گفت بریم مشهد با مادرم.منم گفتم م...
تحمل
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 6:36
هیچکس نمیدونه چی بر من داره میگذرههیچکس از حالم خیر ندارههیچکس نمیدونه تو این سالها چی کشیدم...چند شب پیش شب بیست و سوم رمضان و شب قدر بود.یکی از بدترین شب های زندگیم...بچه ها داشتن بازی میکردن پیمان که مثل همیشه اعصاب نداشت بلند شد بچه ها رو بزنه رفتم از دستش گرفتم گفتم اخه یه بچه پنج ساله و یه بچه...
روزی صد دفعه مردن
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 6:36
روی سنگ قبرم بنویسید... اولین بارش نبود که مرد.........
سرنوشت بد نوشت
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 12:46
خیلی سخته نه راه پیش داشته باشی نه راه پسنمیدونم این همه مشکلات و عذابی که می کشم تاوان کدوم گناهم هست که سالهاست تموم نمیشهتو جمع میگم می خندم همه فکر میکنن من هیچ غمی ندارم.هیچکس همدم من نیست میخواس
خاطرات گذشته
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:43
به خیلی چیزا فکر میکنم به اینکه چیا بر من گذشت به اینکه هیچکس هوام رو نداشت.اینکه همیشه تنها بودم و همیشه محکوم شدم.با هر کس درد و دل کردم محکومم کرد.الان همه سرشون تو زندگی خودشون هست فقط من عذاب میک
محرم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:43
امشب شب دوم محرم عاشورایی بود برام..امشب صدای عزاداری امام حسین تو کوچه میومد و من خون گریه میکردمفقط امام حسین رو صدا میزدمجلوی چشم بچه امهیچوقت امشب یادم نمیره.سر هیچ موضوعی تا میتونست منو کتک زد از
سال ۹۷
-
تاریخ: 1398/3/22 ساعت: 7:26
سال خیلی سختی بود خیلی سخت گذشت.....خیلیا رو شناختم فقط سکوت کردم.....ادامه دارد.
بخشش
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 11:31
همسرم برگشت... و حرفی زد که هنوز تو شوک هستم نمیدونم اون آدم سابق نبود اروم و متین حرف میزد. گفت میخوام حرف دلم رو بزنم بهم گفت من خیلی در حقت نامردی کردم.. هر چی دارم رو به نامت میزنم تا منو ببخشی...
آسمون دلم گرفته
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 11:31
من دوست نداشتم روزی برسه که فقط گلایه کنم از زندگی. اما هر قدر تلاش میکنم بازم به صفر میرسم. از خیلی چیزا گذشتم. دلم مثل آسمون گرفته که فقط میخواد بباره. پیمان خیلی در حقم نا انصافی میکنه. خواسته های
جمعه
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 11:31
امروز صبح جمعه به پیمان گفتم که با هم کارامون رو انجام بدیم. لااقل امروز که تعطیل هست برای من وقت بزاره. اما رفت تا کارهای خواهر و مادرش رو انجام بده. و من مثل همیشه باید تنهایی کارهام رو انجام بدم. اگه من ناراحتش کنم هیچوقت کوتاه نمیاد و باید کلی التماسش کنم که ببخشه حتی اگه مقصر نباشم. اما خانواده...
اولویت آخر
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 11:31
همیشه اولویت اول من همسرم و دخترم بوده و هست اما اولویت همسرم من و بچه ام نیستم. هر وقت برای من و خواهر همسرم مشکلی یا کاری پیش بیاد. همسرم اول به خواهرش میرسه و وقتی کارای اون تموم شد بعدش میاد سراغ من. من همیشه اولویت آخر بودم.
ته خط
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 11:31
با خودت میگی من دیگه هیچ آرزویی ندارم دیگه هیچ چیز برام اهمیت نداره اون موقع است که به اشکات پناه میبری میدونم خیلی بهت ظلم شده. اما طاقت میاری ... تا حالا میگفتم ته خط کجاست؟ ته خط یعنی چی؟ از خدا می
حرف
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 11:31
فهمیدم که صبر خیلی زیباست. برای همه حرفهایی که شنیدم صبر کردم. برای همه نا انصافی ها که در حقم شد صبر کردم.. برای قربانی شدن هایم صبر کردم. خیلیا بهم گفتن اشتباه کردی. خیلی از دوستام آشناها گفتن سکوت
تنهایی
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 11:31
و تو یک روز می فهمیبعد از من هر که پرسیدعشق چیستبه دورها خیره می شوی وبا اشک خواهی گفتعشق به دوست داشتنم مشغول بود ومن ندیدمشآنقدر ندیدمشکه صدای سالهای دلتنگیم شدو آنروز من به دوست داشتنتمعروف خواهم ش
دل شکسته
-
تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 11:31
هیچوقت دیروز رو فراموش نخواهم کرد.با هزار شوق گفتم امروز همسرم میاد خونه مون و اومدم خونه خودم خونه مادرم بودم چند روز که شهرمون نبود. .ای کاش نمیومدم.به خاطر خواهرش بازم منو فدا کرد.نه راه پیش دارم ن