من همیشه تاوان دادم
اگه کسی مشکلی داشت همسرم سر من خالی میکرد.
اگه از جایی دیگه پر بود منو عذاب میداد.
شوخی میکنه مسخره میکنه بعد اگه من حرفی بزنم یا شوخی های خودش رو بکنم میگه بزنمت پاشم بزنم.
تا وقتی چیزی نگم خوبه ولی اگه حرفی بزنم که باب میلش نباشه دیگه ..
چند وقت پیش گفت بریم مشهد با مادرم.منم گفتم من نمیرم تو برو.
من که با مادرت حرف نمیزنم مادرت که فحش داده به من .

بعد مادرش حرفی دروغ به همسرم گفت و باعث شد همسرم بدترین جمله ای که میتونست بهم بگه چه جوری باهاش میرفتم بیرون. باعث د همسرم به پدرم که فوت کرده فحش بده چه جوری حلالش کنم...
همینا باعث شد تا حد مرگ من رو کتک بزنه پسرم داد میزد بابا ول کن مامانم رووش نمیداد تا رفت چاقو آورد دیگه خون جلوی چشمش رو گرفته بود لباس پوشیدن رفتم ساعت ۱۲ شب نشستم دم در چه شب سختی بود چیکار میکردم به کی زنگ میزدم .
منتطر شدم تا پسرم اومد بیرون چون ترسید همسایه ها ببینن گفت بیا تو وقتی بچه ها خوابیدن من میدونم و تو..
چه جوری خوابیدم چه جوری صبح شد.......
کاش پدرم کنارم بود.
برچسب:
نویسنده: پارسا نجفی